... برگشته
می آید
بر میگردد
می آید
بر میگردد
می آید
...
دیگر بر نمیگردد .
چقدر دلش میخواست
در مسیر علقمه جان بدهد
اربعین پدری شد و پسر برگشته
در بیابان پسری پیش پدر برگشته
یوسف این بار به پیراهن یعقوب رسید
یوسف از کرببلا رفته سفر ؛ برگشته
بوی پیراهن یعقوب که تا شام رسید
هرکه عاشق شده یک بار دگر برگشته
"ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت"
همه رفتند به میدان و نفر برگشته
ماه معشوقه ی آب است از آن روز به بعد
توی دریا همه دیدند قمر برگشته
دختری گم شده انگار میان برهوت
رفته تا علقمه با صورت تر برگشته
از "صفا"ی حرم و "مروه" شط می آید
هفت بار است به امید خبر برگشته
خواهری دست به پهلو و عصا می آید
الف قامت او دال و کمر برگشته
کوفه رَمی جمرات است برای زینب
سنگها خورده از این شهر ِ نظر برگشته
"آسمان بار امانت نتوانست کشید"
حضرت ماه که شب رفت ؛ سحر برگشته
:: فرا رسیدن اربعین حسینی و رحلت حضرت آیت الله آقا مجتبی تهرانی تسلیت ...




ما تهي دستان عاشق پيشه ايم