... برگشته

"بسم الرب الحسین"


می آید

بر میگردد

می آید

بر میگردد

می آید

...

دیگر بر نمیگردد .

چقدر دلش میخواست

در مسیر علقمه جان بدهد



اربعین پدری شد و پسر برگشته

در بیابان پسری پیش پدر برگشته


یوسف این بار به پیراهن یعقوب رسید

یوسف از کرببلا رفته سفر ؛ برگشته


بوی پیراهن یعقوب که تا شام رسید

هرکه عاشق شده یک بار دگر برگشته


"ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت"

همه رفتند به میدان و نفر برگشته


ماه معشوقه ی آب است از آن روز به بعد

توی دریا همه دیدند قمر برگشته


دختری گم شده انگار میان برهوت

رفته تا علقمه با صورت تر برگشته


از "صفا"ی حرم و "مروه" شط می آید

هفت بار است به امید خبر برگشته


خواهری دست به پهلو و عصا می آید

الف قامت او دال و کمر برگشته


کوفه رَمی جمرات است برای زینب

سنگها خورده از این شهر ِ نظر برگشته


"آسمان بار امانت نتوانست کشید"

حضرت ماه که شب رفت ؛ سحر برگشته




:: فرا رسیدن اربعین حسینی و رحلت حضرت آیت الله آقا مجتبی تهرانی تسلیت ...



بسوز ای دل ...

"به نام آنكه عشــــــــــق را آفريد"


برگه آخر : پايان


ســــــــــــــــوختـــــــــــــم






...



التماس دعا

...

"بسم رب الشهدا"


       برگه دهم - خط اول :    ...       


كويري با خورشيدي كبود و آسماني به رنگ شرم و صحرايي افق در افق پوشيده از خون و شبحي روييده از

درياي سرخ ، سينه ي صحرايي بي كس و در زير ابر دردبار ، شبحي يا مجسمه اي ، تنديسي در خون ايستاده،

سنداني در زير ضربه هاي دشمن و دوست ، مجروح ، خون آلود ، شكسته ، خاموش ، با دستي بر

قبضه ي شمشيري كه با همه تعصبش كوشيد تا همچنان نگهش دارد و ...

و دستي ديگر ، همچنان بلاتكليف !

نه مي جنگد ، كه با چه ؟ نه سخن مي گويد ، كه با كه  ؟ نه مي رود ، كه به كجا ؟ نه باز مي گردد ،

كه چگونه ؟ و نه مي نشيند ، كه ...

هرگز !

ايستاده است و تمامي تلاشش اينكه نيفتد !


"دكتر علي شريعتي"

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


برگه دهم  - خط آخر :    ...



مكن اي صبج طلوع ...



التماس دعا


السلام علي حضرت البحر

"به نام پروردگار باران"


       برگه نهم - خط اول: الذين هم علي صلاتهم دائمون       


روز عاشورا همه اش نماز است: "الذين هم علي صلاتهم دائمون"


"حاج اسماعيل دولابي"

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


برگه نهم - خط آخر : السلام علي حضرت البحر



تمام آبرويت را كه به دندان گرفته اي

رها كن ...

فداي سرت

كلاه خود روي سرت را نگه دار !



...



التماس دعا

السلام علی الاعضاء المقطعات

"هو المصور"


       برگه هشتم - خط اول : بدون شرح ...      


 يا ... مُمْسِکَ يَدَىْ إبْراهيمَ عَنْ ذَبْحِ ابْنِهِ بَعْدَ کِبَرِ سِنِّهِ وَ فَناءِ عُمُرِهِ

ای بازدارنده دستهای ابراهیم از ذبح فرزند ارجمندش!فرزندی که در نهایت عمر و منتهای پیری نصیبش شده بود


"دعاي عرفه حضرت اباعبدالله الحسين"

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


برگه هشتم - خط آخر : اِرباً اِربا



از بس ز كمر تا شده ام بال و پري نيست

پژمرده ام از سوگ عزيزان ، نفري نيست !


اكبر ؛ پسرم ... راهي ميدان شده اينبار

عطر تو كنارم ؛ ولي از تو خبري نيست


از دور صداي "پدرم ..." قلب مرا ريخت

اي واي كه در دست تو ديگر سپري نيست


وقتی كه صداي كِل و شادي به هوا رفت

از سمت علی جانب دشمن خطری نیست


بايد كه تنت زیر سُم اسب بیابم

از پيكر بي جان علي هم اثري نيست


گفتم که لبم را به لبت من بگذارم

افسوس كه من دير رسيدم ... و سري نيست



التماس دعا


سلام علی الرَضِیع الصغیر

"به نام خالق باران"


       برگه هفتم - خط اول : فتواي ...       


امام حسين از علي آموخته است كه شهادت - در معني اخص و اعلاي آن - يك حالت نيست ، قتل مجاهد به 

دست دشمن نيست ، خود يك حكم است ، يك حكم مستقل ، غير از جهاد ، و پس از جهاد .


"دكتر علي شريعتي"

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


برگه هفتم - خط آخر : سلام علی الرَضِیع الصغیر



امشب میخوام روضه بگم . اونایی که اهل روضه ان بسم الله ...



.

..

...


آخه امشب چی باید بنویسم ؟!!

امشب که روضه نداره که . امشب همه ی شیش ماهه های روی زمین خودشون روضه ان ...

یه نگاه به گلوشون بندازین

.

دوستانی که برای خوندن شعر تشریف اوردن اینجـــــــا کلیک کنن . میخواستم شعر پارسال و کپی پیست کنم

برای این پست اما دیدم کافی نیست . امشب با این پست من کار دارم ...


اینم روضه ی امشب راز بارون . کلیـــــــک کنید ...

.

..

...


امام (عليه السلام) كنار خيمه آمد و فرمود: خواهرم زينب!


«ناوِلينى وَلَدِىَ الصَّغير حَتّى أُوَدِّعَهُ، فَأَخَذَهُ وأَوْمَأَ إِلَيْهِ لِيُقَبِّلَه، فَرَماهُ حَرْمَلةُ بْنُ كاهِل اَلأَسَدي(لع)

(41)بِسَهْم فَوَقَعَ في نَحْرِهِ فَذَبَحَهُ فَقالَ لِزَيْنَبَ: خُذيهِ، ثُمَّ تَلْقَّى الْدَّمَ بِكَفَّيْهِ فَلَمّا امْتَلأتا; رَمى بِالدَّمِ

نَحْوَ السَّماءِ ثُمَّ قالَ: هَوْنٌ عَلَيَّ ما نَزَلَ بي أَنَّهُ بِعَيْنِ اللهِ».


«فرزند خردسالم را بياوريد تا ـ به عنوان وداع ـ او را ببوسم، در اين هنگام مردى به نام حرمله،

فرزند كاهل اسدى، با تير گلوى او را دريد. امام (عليه السلام) خطاب به زينب فرمود: اين كودك را

از من بگير و سپس مشت خود را از خون آن نازنين پر كرد و به آسمان پاشيد و فرمود: تحمل آن

بر من آسان است; زيرا در نظرگاه خدا هستيم.»

"لهوف - سید بن طاووس"



امشب باید تا صبح هرچی لالایی بلدیم بخونیم . لطفن هرکی هرچی لالایی بلده کامنت بذاره

...



التماس دعا


گل بریزید ؛ تازه داماد آمده

"هو المصور"


       برگه ششم - خط اول :    بگذار اين "سال هاي حرام" بگذرد      


امام صادق :

"كل شهر محرم ، و كل يوم عاشورا ، و كل ارض كربلا"

در قبايل عرب همواره جنگ بود ، اما مكه "زمين حرام" بود و چهار ماه رجب ، ذي القعده ، ذي حجه و محرم ،

"زمان حرام" ، يعني كه در آن جنگ حرام است . دو قبيله كه با هم مي جنگيدند ، تا وارد ماه حرام مي شدند ،

جنگ را موقتا تعطيل مي كردند ، اما براي آنكه اعلام كنند كه : «در حال جنگند و اين آرامش از سازش نيست ،

ماه حرام رسيده است و چون بگذرد ، جنگ ادامه خواهد يافت» ،‌سنت بود كه بر قبه ي خيمه ي فرمانده قبيله ،

پرچم سرخي بر مي افراشتند ، تا دوستان ، دشمنان و مردم ، همه ، بدانند كه :«جنگ پايان نيافته است » .

آنها كه به كربلا مي روند ، مي بينند كه جنگ با پيروزي يزيد پايان گرفته و بر صحنه ي جنگ ، آرامش مرگ

سايه افكنده است .

اما مي بينند كه بر قبه ي آرامگاه حسين ، پرچم سرخي در اهتزاز است .

بگذار اين "سال هاي حرام" بگذرد !


"دكتر علي شريعتي"

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


برگه ششم - خط آخر :    گل بریزید ؛ تازه داماد آمده



امشب شب رزم است شب نوحه گری نیست

فرزند حسن رفته به میدان خطری نیست


از بوی خوشت دشت گلستان شده قاسم

چون شیشه ی عطری که دگر روش دری نیست


مشغول دعا بودم و تسبیح رها شد

از دانه ی تسبیح دل من خبری نیست


از داغ علی اکبر خود سوخته بودم

بعد از تو در این سینه ی تنگم جگری نیست


هرچند که جای پدرت بوده ام اما -

"صد شکر کنار بدن تو پدری نیست"



التماس دعا


مُوتُوا قَبلَ اَن تمُوتُوا

"به نام پروردگار باران"


       برگه پنجم - خط اول : مُوتُوا قَبلَ اَن تمُوتُوا       


عاشورا سالي يك بار شيعيان را مي ميراند و زنده مي كند و مُوتُوا قَبلَ اَن تمُوتُوا را عملي مي كند .


"حاج اسماعيل دولابي"

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


برگه پنجم - خط آخر : احلی من العسل


امشب حرف زدن سخته برام . خیلی سخته ...

شب یتیم کربلا ؛ شاهزاده عبدالله بن الحسن



به کدامین سمت می دومی

شاخ گل نیلوفری حسن ؟


گره دستانت را باز کردی

تا بر این کویر خشک و بی روح

بذر افشانی کنی عطر حضورت را ...


شهادت

دو قدم جلوتر

درون گودالی منتظر توست ...

تعجیل کن




التماس دعا


شب زینبیه

"بسم الله المالك القاهر الجبار المنتقم"


       برگه چهارم - خط اول : اي زينب       


ای زینب! ای زبان علی در کام! ای رسالت حسین بر دوش!

...

تو خود شهیدی هستی که از خون خویش کلمه ساختی ، همچون برادرت که با قطره قطره خون خویش سخن 

می گوید.


"دكتر علي شريعتي"

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


برگه چهارم - خط آخر : و در اين بحر طويلي كه نوشتم :

                                              بدون تو نمي خواهم از اين عالم تاريك ؛ بهشتم


ياد آن عصر طلوعي

كه زره بر تن طفلان خودش كرد و

دلش را ز دل كودك خود كند و

گره زد به زره نامه به اين بند :

كه برادر

تو ببخشي

كه اين گوشه جگر هاي من اندك

و فرستادمشان سوي تو تا

راهي ميدان بشون

گوش به فرمان

همگي نذرخداحافظيم بهر يه پيمان

كه مگر مي شود امروز

حسينم

همه ي نور دو عينم

بين چشمان تو بين الحرمينم ... ،

شود امروز ؛ جگر گوشه ي تو

مثل جگر هاي حسن پرپر و

من مشق خودم از بر و

سرمشق من امروز سفارش شده از مادرمان فاطمه :

بنْويس تو از لحظه ي قنداقه حسين دلبر و ...


امروز همان لحظه ي ميعاد پدر شد

كه دلم خون جگر شد

به خدا راضيم از اينكه دو طفلان من اين بار پسر شد ،

كه سرم وقت رجز خواندشان پيش خدا

رو به هوا

چشم به چشمان تو بندم

نروم مثل عقابي

سر بالين نذورات خودم

شيون و زاري بكنم

چشم به چشمان عدو ، گريه و خاري بكنم .

تا كه تو از كرده ي خود

رو به نگاهم بشوي سر به زمين ؛

و من از كوچكي سهم خودم نذر تو اي ماه جبين ،

از سر شرم بگويم كه : ببخشيــــــــد همين ...


...



التماس دعا


قحطی محبت

"بسم الرب الرقیه"


       برگه سوم - خط اول : قحطي محبت       


در كربلا ، هم قحط آب بود و هم قحط محبت .


"حاج اسماعيل دولابي"

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


برگه سوم - خط آخر : دق كردن



کسی میدونه دق کردن یعنی چی ؟



دق کردن . [ دِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) به مرض دق مبتلی شدن . (فرهنگ فارسی معین ). مسلول شدن . تب

لازم گرفتن . رجوع به دق شود. || از بسیاری ِ اندوه به دق مردن . (یادداشت مرحوم دهخدا). از اندوه و رنج و

غصه آزرده شدن ورنجور شدن و مردن . (ناظم الاطباء). از غصه یا بیماری دق مردن . بر اثر اندوه شدید ناشی از

مرگ عزیزان یا شکست سخت خوردن در عشق یا زندگی به شدت محزون و اندوهگین شدن و بر اثر آن مردن .

(فرهنگ لغات عامیانه ).

"لغت نامه دهخدا"







همین ... !





نگاه مضطربت دیده بود قافله ها را

زمین کرببلا و تمام هروله ها را


روایت غزلت شد بهانه ای که بگویم

تمام درد و بلایت ؛ تمام مرحله ها را


به جای خالی گهواره زل نزن که ببینی -

دوباره تیر سه شعبه به دست حرمله ها را


کنار راس پدر گریه کن عزیز غزل هام

نشان بده تو برایش تمام آبله ها را


بگو از اینکه یتیمی چقدر درد بزرگی ست

تمام زخم زبان های شام و هلهله ها را



التماس دعا


همه غلطی می چرخند

"به نام او كه فريادرس است"


       برگه دوم - خط اول :    همه غلطي مي چرخند      


همه غلطي مي چرخند ‍‍؛ الا يكي ،

همان فلشي كه در جهت مخالف ديگران است

- حسين - و تنها اوست كه

به دعوت شهادت طواف را ترك مي كند



"دكتر علي شريعتي"

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


برگه دوم - خط آخر :    ...


امشب می خواهم روزه ی سکوت بگیرم


.

.

.


...


التماس دعا


طوفان واژه ها

"به نام آنكه عشق را آفريد"


       برگه اول - خط اول:    قتيل العبرات يعني كشته ي اشكها      


گريه كليد قلب است

و دلي كه مغموم و محزون باشد با گريه باز مي شود ،  آن قدر گريه مي كند كه در دلش گل مي رويد .

حزن غم شديد است كه گريه ندارد . وقتي كه غم روي غم بيايد دل مي شكند و گريه آغاز مي شود .

گريه اسلحه ي مومن است . كربلا اسلحه ي مومن است .

امام حسين عليه السلام براي گريه خلق شده و قتيل العبرات يعني كشته ي اشكها است .


"حاج اسماعيل دولابي"

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


برگه اول - خط آخر: طوفان واژه ها



آقا برای از تو نوشتن غزل کم است

اغراق و استعاره و ضرب المثل کم است


گفتی شهادت  است که احلُ مِنَ العسل

اینها روایت است ؛ والا عسل کم است


سرشارم از محبت تو ؛ از ازل به بعد

قبل از ازل نبوده والا ازل کم است


با تو تمام فاصله ها شعر می شوند

بی تو تمام قافیه ها را گسل کم است


این واژه ها برای تو از دم به صف شدند

مفعول و فاعلات و فعولن فعل کم است




* برداشتی غیر عمدی از مهدی رحیمی:

مولا براي از تو سرودن غزل کم است

تلميح و استعاره ، مجاز و بدل کم است


با تشکر ویژه از "پرنیان دل آرام"


پ.ن : اگه خدا بخواد راز بارون هر شب با يه دست خط عاشورايي به روز میشه .

التماس دعا ...