"هو الرحیم"


روز پنجم


امسال

تابستان هم بهار می شود

زیر شکوفه های خوش عطر

ماه عسل



شعر نوشت :


چاه ها را خیره می شوم ...

سیاه و تاریک

و سرشار از آبستن وحشت های خیالی .

اما

مگر نه اینکه

هرکس به اعماق خیالی چاهش

پناه ببرد ،

فرشته ای می شود

که بر فراز تمام تاریخ

به پرواز در می آید ؟



دل نوشت :


آخ که چقد دلم برا شلوغیای کوچه و خیابونای شهر ؛ دم افطار تنگ شده بود ... اصن انگار شهر تو ماه رمضون

یه روح تازه توش دمیده میشه ... شلوغیای دم افطار ، صفای نونوایی و آش و حلیم ، زولبیا بامیه هایی که

تا سقف شیرینی فروشیا رفتن ، عصبانیت راننده ها ، بوق بوقای ماشینا ...

اصن همشون یه حس و حال تازه دارن ، انگار که تو اوج تابستون بهار اومده تو این شهر ...



سخن بارانی :


آدمی که یکبار خطا کرده باشد و پاش لغزیده باشد و بعد هم پشیمان شده باشد، مطمئن‌تر است از آدمی که

تابه‌حال پاش نلغزیده... این حرف سنگین است... خودم هم می‌دانم. خطا نکرده، تازه وقتی خطا کرد و از کارتن

آکبند درآمد، فلزش معلوم می‌شود، اما فلز خطاکرده رو است، روشن است... مثل این کف دست، کج و معوج

خط‌ش پیداست. از آدم بی‌خطا می‌ترسم، اما پای آدم تک‌خطا می‌ایستم...


"قیدار - رضا امیرخانی"





* لطفا نظرات خود را "اینجـــــــا" بگذارید .