"به نام خدا"
این روزها دلم هوای بی هوایی دارد . دلش میخواهد نفسش را حبس کند و بی هوا نفس بکشد ...
همه چیز بی هوایش خوب میشود . بی هوا جایی رفتن ، بی هوا شعری نوشتن ، بی هوا به زیارت رفتن ،
بی هوا تعطیل شدن ، بی هوا نفس کشیدن ، بی هوا ، بی هوا ، بی ه و ا . شاید هم بی ح و ا جان دادن !
کوتاه نوشت چشم هایش:
دکتر
قهوه را برای چشم هایت منع کرده ...
تنها کسی بود
که فهمید
قهوه ی چشم هایت بالاست
.
این روزها
مدام زیر بار این واژه ها
سنگسار می شوم ...
به جرم
نگاه کردن
به چشم های تو
.
گریه که می کنی
ابر سیاه چشم هایت
به روی سرخی گونه هایت
شروع می کنند به باریدن ...
من از باران متنفر می شوم
و انگشتهایم را برای گونه هایت چتر می کنم
تا خیس نشوند
..
.
...
شرح حال نوشت این روزهایم:
از آن روزی که تصمیم گرفتم در پست هایم شعر نگذرام خودم را مدام به جلسات شعرخوانی و نقد شعر
میکشانم و به زور هم که شده کارهایم را میخوانم . بدی هایش را که کنار بگذاریم خوبی هایش می شود
پیدا کردن دوستان خوب و پیدا کردن کوچه ها و خیابان هایی که تا به حال کشف نکرده ام .
این آخری ها که همین دیشب در تالار ایوان شمس بود باعث شد که چهل و پنج دقیقه در شهر بی آسمانم
کنار جدول خیابان ها قدم بزنم و بلند بلند برای خودم شعر بخوانم . اختراع جدیدی هم که کردم استفاده از
تلفن همراه در معابر است که برای آنکه عابرین چپ چپ نگاهم نکنند تلفن همراهم را روی گوشم میگذارم و
باز بلند بلند شعر میخوانم . اما لذتی که در کنار اتوبان شعر خواندن هست در هیچ جای دیگری نیست حتی
در بزرگترین تالار ها و در جمع بزرگترین شاعران کشور ...
و دیگر اینکه بیشتر می نویسم و می نویسم و می نویسم و در کنارش هم کمی میخوانم . از تئوری ها و
مفاهیم مدیریتی بگیر تا بازاریابی و مدیریت استراتژی و حل کردن مسائل ریاضی و آمار و تولید . مثلن
دارم برای کنکور درس میخوانم خیر سرم .
..
.
...
امروز که بحث بی هوایی شد نمیدانم چرا یکدفعه دلم خواست بی هوا در این پست یک غزل هم بگذارم .
فقط بی هوا بخوانیدش و اگر هم دلتان خواست بی پروا راجبش برایم بگویید ...
آنچه می خواهم بگویم بی گمان تکراری است
هر کجا رفتی بدان که آسمان تکراری است
"رفتن ..." از آن فعل های ناجوانمردانه است
مطمئنم اینکه میگویم "... بمان" ، تکراری است
یک عمارت هرچقدرم که قدیمی و بزرگ ...
روزهای بی تو حتی اصفهان تکراری است
وقتی از جغرافیای بودنت حرفی زدم
بی تو هرجای جهان باشم جهان تکراری است
فلسفه ؛ تاریخ ؛ منطق ، هرچه می خواهی بخوان
پای درس عشق باشی امتحان تکراری است
پ.ن1:
- سرکار خانم "مهسا رودکی" بعد از حذف وبلاگ آتش وبلاگ جدیدی زدند با عنوان "حرف های زرد"
که با چند غزل به روز هستند . خواندنشان خالی از لطف نیست .
- وبلاگ "باران عشق" هم این روزها دارد گرد گیری می کند پس از مدت ها . اگر تمایل داشتید به کمکش
بروید بسم الله .
پ.ن2: همچنان بر اینکه در پست هایم غزل نگذارم پافشاری دارم و فقط هرازگاهی مثل این پست امکان دارد
این پافشاری از زیر دستم در برود .
پ.ن3: از دوستانی که همیشه حضور دارند و من این روزها کمتر میخوانمشان واقعن معذرت میخواهم و قول
میدهم سر فرصتی بهشان سربزنم و پست های عقب مانده ام را بخوانم .
پ.ن4: طبق روال قبل - از ماه محرم - راز بارون سعی میکند هر هفته به روز باشد . پس تنهایش نگذارید ...