این روزها
چقدر این روزها تند می گذرد !!! مثل وقتی که تیم مورده علاقه ات بازی را عقب است و هنوز یک نیمه به پایان
بازی مانده اما آنقدر زود میگذرد که انگار نه انگار !!! برعکس برای طرفداران تیمی که جلو افتاده زمان خیلی کند
می گذرد ...
انگار که این روزها از همه ی زندگیم عقب افتاده باشم ، زمان آنقدر زود میگذرد که تا چشم باز میکنم میبینم
روزهایم یکی پس از دیگری سپری میشوند و هنوز کارهایی که باید انجام بدهم را انجام نداده ام !
چقدر حس بدی ست در یک تایم مشخص مثلن در نیمه ی اول دهه ی دوم زندگی ات بازی را عقب بیفتی و
زمان اینگونه به سرعت بگذرد . احساس نبودن به آدم دست می دهد . انگار همه ی آدم ها دارند به سرعت
از کنارت رد میشوند و تو را نمیبینند . احساس روح بودن به آدم دست می دهد . هرکسی به یک کاری مشغول
است و برا رسیدن به هدفش تلاش میکند اما تو هرچقدر هم که میدوی باز هم سر جای اولت هستی ...
.
.
.
چقدر این روزها تند می گذرد
به دنیا بگویید آرام تر ...
ما تهي دستان عاشق پيشه ايم