"به نام خدا"


سلام

یه مدتی دسترسی درسته حسابیی به نت نداشتم . معذرت ...

پساپس عید رو به همه ی دوستان تبریک میگم 

امیدوارم سالتون قشنگ باشه

.

.

.

زیاد حرف نزنم . بذارین یه مقدار چایی بخورم بد پسر خاله شم .

تو این مدت کلی وقت ازاد داشتم که خطی خطی کنم ... سعی میکنم نبودن هامو جبران کنم .

از دوستانی که بودن و تبریک گفتن و دعوت کردن ممنونم . سعی میکنم به همه ی همه سر بزنم .

این کارو تقدیم کردم به یه دوست خیلی خیلی عزیز بخاطر همه ی بودن ها و نبودن هاش



...



تو چشم هات برای قصیده گفتن بود ، بلد نبوده ام آن موقع ها نوشتن را -

که واژه های شب چشم های تو آموخت ، به من تمام قوانین شعر گفتن را


شراب ناب نگاهت معلم خوبی ست که با گذشت زمان کهنه می شود در من

تو پلک میزنی و من قصیده میبافم ، شروع میکنم این بیت ؛ دل سپردن را


من از نگاه تو شب را به عینه میبینم ، تو پلک میزنی و من به سجده می افتم

به سمت قبله ی چشم ت اقامه می بندم ، شروع میکنم امشب نماز خواندن را


تمام ثانیه ها را قنوت میگیرم ، نماز نافله در شب صواب هم دارد

منی که مومن این لحظه های شب شده ام ، چگونه هضم کنم فعل دل بریدن را


چه شاعرانه ی خوب ست با تو بودن ها ، چه استخاره ی خوبی ست فال چشمانت

نگاه می کنم ت تا که زندگی بکنم ، من از تو یاد گرفتم چگونه دیدن را


...