ببار اي آسمان ، ببار
"به نام انكه هرچه دارم از آن اوست"
برگه هشتم - خط
اول : رسالت زينب ![]()
اگر يك خون پيام نداشته باشد ، در تاريخ گنگ مي ماند و اگر يك خون پيام خويش را به همه ي نسل ها
نگذارد ، جلاد ، شهيد را در حصار يك عصر و يك زمان محبوس كرده است . اگر زينب پيام كربلا را به تاريخ
باز نگويد ، كربلا در تاريخ مي ماند ، و كساني كه به اين پيام نيازمندند از آن محروم مي مانند ، و كساني كه
با خون خويش ، با همه ي نسل ها سخن مي گويند ، سخنانشان را كسي نمي شنود ؛ اين است كه رسالت
زينب سنگين و دشوار است ؛ رسالت زينب پيامي است به همه ي انسان ها ، به همه ي كساني كه بر مرگ
حسين مي گريند ، و به همه ي كساني كه در آستانه ي حسين سر به خضوع و ايمان فرود آورده اند ، و
به همه ي كساني كه پيام حسين را كه "زندگي هيچ نيست جز عقيده و جهاد" معترفند .
"دكتر علي شريعتي"
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
برگه هشتم - خط آخر : خسته ام
چه بگويم .
مگر مي شود از حسين چيزي نوشت . مگر مي شود براي حسين شعر گفت . مگر مي شود از كربلا نوشت .
شايد بتوانم صفحه ي سياه و گرفته ي دلم را به روي صفحه ي مجازي پياده كنم ،
اما وسعت حسين
بيش از اينهاست .
حتي نام آسماني ها هم بر روي زمين جاي نگرفت و به معراج
آسماني رفت .
هـــــــــــــــــــــــــــي ...
گرفته ام . مثل آسمان امروز شهرمان گرفته ام .
كاش مي شد مثل آسمان ، با سمفوني غمي ببارم و شرشر ؛
به روي زمين بچكم .
كاش مي شد ...
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن : بار خدايا ؛ شكرت كه با باران رحمتت دوده ي سقف شهرمان را پاك كردي
...
التماس دعا
بعد نوشت 1 : دوستان از اونجايي كه مشكلي براي قالب وبلاگ پيش اومد ، موقتن مجبور به تعويض قالب
شدم . از دوست خوبم "مهندس دودي" هم بخاطر دادن تذكر براي مشكل پيش آمده تشكر ميكنم
بعد نوشت 2 : خوشبختانه مشكل قالب برطرف شد
ما تهي دستان عاشق پيشه ايم