"به نام خدا"


آنقدر غرق گناه شده ام كه قطره هاي روي چشمانم ديگر اجازه ي تماشاي باران را به من نمي دهند .

دلم همچون پاره ابر سياه بزرگي شده كه مدام مي بارد .


اگر شرط باريدن سياه شدن ابر است ... ، نمي خواهم .

دلم مي خواهد با ابرهاي سفيد ببارم . از آسماني صاف ببارم .

دلم از سياهي هاي دلم گرفته .


دلم با اين آب و هوا سازگاري ندارد .

من مال اين آب و هوا نيستم . 



بوي رمضان همه ي شهر را گرفته !

چگونه با دلي تاريك به استقبالش بروم .

خدايا ، خودت كمك كن .

خدايا ، خودت خدايي كن ...