"به نام خدا"


روز سوم


وقتي كه چيزي به ذهنم نمي رسد

تا بنويسمشان

به يكجا خيره مي شوم .

ناگهان دلهره ي عظيمي از سكوت

وجودم را به تسخير در مي آورد ،

و لشگر رم كرده اي از خاطرات تلخ

به سرزمين افكارم هجوم مي آورند .


دل نوشته : 

شبهاي رمضان كه مي آيد ، ميروم داخل اتاق ، چراغها را خاموش مي كنم . تنها نوري كه در اتاق حكمراني

مي كند نور مانيتور است . يك آهنگ ميگذارم و در سكوت شروع ميكنم به نوشتن .

مي نويسم ، مي نويسم ... ، آنقدر مي نويسم كه ... كه ؟؟؟! نمي دانم ...  .



سخن باراني :

خداوند نعمت بزرگي كه به انسان ها داده است ، اين است كه از شنيدن سكوت عاجزند .

"دكتر علي شريعتي"


پ.ن 1 : مراقب باش سراب آرامش سكوت ؛ فريبت ندهد تا كلماتت غرق شوند .

پ.ن 2 : سكوتم را به بند مي كشم وقتي در سكوت در دنياي با "تو" بودن پرواز ميكنم .