قطار خط لبت چون هميشه لبخند است

درون قلب بزرگت ، لبت شكر قند است


به زير شال سفيدت هميشه شاخه گلي

و دلبرندگيه موي تو كه اروند است


نسيم عطر حضورت هميشه ياد خداست

خودي كه در خودمي تو ؛ خود خود بنده است


در اين فلات دلت ، برف روي رو سري ات

شبيه حس غروري كه بر دماوند است


خلاصه مي كنمت من تو را ؛ به چشمانت

سياه ... توده ي ابري ... نه نه ... پراكنده است


....................................................................


"دو راهي ام كه تو يكسو ؛ نه هر دو سوي مني"

تو خواهري به بلنداي آرزوي مني


بيا ... ببين كه تمام وجود من شده اي

تو پهنه اي به بزرگيه جستجوي مني


خيال دفتر شعرم ،‌تمام باور من

بيا كه داخل قلبم هميشه توي مني


دلم كنار تو آرام مي شود هر شب

شبيه حس نمازي ، كه تو وضوي مني


تمام مي كنم اينجا و بيخيال غزل

...........................................