به الهام تفرشی:



این روزها

تمام شعرهایم را

از چشمان تو الهام ... ؛ می گیرم



دارد هوای شعر من تکرار می شود

دور تن تو چادر گلدار می شود


امشب غزل بهانه ای پیدا نکرده  ، الــ

ــهام ... یک فرشته است ، پدیدار می شود


باید تمام قافیه ها را بهانه کرد

حالا دقیقن موقع ... "دیدار" می شود !

.

..

...

این شعر اقتباسی از افسار موی توست -

در زیر شال ؛ موی تو آرام بود و بعد


باد آمد و دویدن مویت به سمت من

شاید که رقص موی تو پیغام بود و بعد


کافر شدم بخاطر قلب رباعیت

وقتی غزل برای من اسلام بود و بعد


چشمان تو نمایش یک شاعرانگیست

این شعر قسط اول یک وام بود و بعد


باید تمام قافیه ها شعر می شدند

وقتی که وزن قافیه الهام بود و بعد

.

..

...

اینجا ردیف و قافیه تغییر می کند

"الهام" بین قافیه ها "یار" می شود


-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

به سارا هدایتی:



هر شب مرورت می کنم سارا

تو لحظه های شعر دیروزم

من خاطرات با تو بودن رو

به قطعه های شعر میدوزم


از هرکی پرسیدم موافق بود

خرداد یعنی ماه خوشبختی

سارا تو خیلی ساده و خوبی

گاهی مواقع خیلیم سختی


اقرار کردن امشبم خوبه

سبحان رب الـ ... خالق سارا

من مطمئنم هیچ فرقی نیست

بین تو با طراحی دریا


سارا تو یه منظومه ی شعری

تو هر ردیفش دوستت دارم

چشماتو خوبه خوب بازش کن

تا من ازش یه شعر بردارم


وقت اذان قبله ی شعرم

باید نماز شکر برپا کرد

"سارا" ... چه اسم با مسّمایی

باید تموم شعرو سارا کرد


-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

به استاد عالی پیام:



سلام حضرت هالو ؛ که خالق پاسی

برای سوژه ی شعرت همیشه وسواسی


سلام قطعه ی تاریخ سرزمین دلم

"ظرافت قلیان های شاه عباسی"


ردیف شعر وجودت همیشه یک خنده ست

و اخم ها همگی از حضور تو عاصی

 
به روی شعر من امشب نگاه می ریزی

درون برق نگاهت شبیه الماسی

 

***

 

برای امشب شعرم شبیه خردادی

پر از حوادث تازه برای این وادی


غزل همیشه برایت نگفته می بارد

کلام شعر تو در من نماد آزادی


بهانه ای شده ای تا هلال ماه شود -

لبم ، همیشه پر از خنده باشی و شادی

 

***

 
دوباره قافیه تغییر می کند اینجا

بخند سوژه ی نابم برای عکاسی


چه فرق می کند اینبار حکم من دل یا ...

تو توی دست غزل هام برگه ی آسی


-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

به محمد باباصفری:



وقتي كه

فاصله ي بين تهران تا اصفهان را

يك "ميم" پر مي كند

و تو مي شوي مال من



دارم برايت شعر مي گويم محمدم

در انتخاب واژه ها خيلي مرددم


اصلن براي شعر تو شاعر نمي شوم

مي دانم آخر ميزنم شعر تو را به هم


من مانده ام تو را به چه شكلي بيان كنم

شايد ترانه اي كه خودش مي خورد رقم


هر شب ميان واژه ها دنبال "بودن"م

هر شب كنار خاطرت هي ميزنم قدم


باور نمي كنم كه تو عاشق نبوده اي

وقتي كه با ترانه ات به شعر مرتدم


حالا نشسته ام و به خود فكر مي كنم

وقتي تو عين شعري و من انقدر بدم


يك لحظه خواستم كه بيايم به جاي تو

اما تو مثل كوهي و من خط ممتدم


اكران ماندگار تو يك شاعرانگيست

دنيا براي توست تمامش محمدم


-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

به الهه ملک محمدی:



تو را به جای همه ی شعرهای دنیا می خوانم

تو را به جای همه واژه های دنیا قلم می زنم

برای خاطر سمفونیه کلمات

که درون چشمانت موج می زنند

تو را به اندازه ی همه ی امواج دریا گوش می دهم

تو را بخاطر همه الهه ها فریاد می زنم ...

به جای ونوس به تو عشق می ورزم

و مثال ولکانوس در تو گر می گیرم

و همچون پوزئیدون در تو شنا می کنم

که تو آتنای تمام دنیایی

و بالای دست کرونوس در تاریخ پرواز می کنی


تو را برای همه ی الهه های دنیا الهه می خوانم

که تو زنوس تمامی خدایانی



بیا و روسریت را گره بزن محکم

"که باد دق کند از داغ گیسویت کم کم"

 

دوباره سر زده ام من به شعرهای شما

به واژه های نگاهی که می شود مبهم

 

هنوز شعر من اندازه ی نگاهت نیست

بدون چشم تو اما نمی شود باشم

 

برای خاطر شالی که آبیت کرده

شبیه باراش باران ... که می چکد نم نم

 

تو مثل قاصدکی روی شانه ی دنیا

زلال و صاف و روان ؛ مثل ذره ی شبنم

 

چه خوب می شود این بار با بهانه ی تو

به روی کاغذ صاف و سفید می پاشم -

 

تمام بودن خود را کنار بودن تو

و "دوستت دارم" ... قد کل این عالم





* ظرافت قلیان های شاه عباسی       "حامد عسگری"

* که باد دق کند از داغ گیسویت مریم       "حامد ابراهیم پور"