"هو الفاطر"


روز دوم


رمضان

یعنی ماهی که

فاصله در آن هیچ معنایی ندارد .

نقطه ی صفر مرزی

تمام فاصله ها ...



شعر نوشت :


دلم هوای آفتاب می کند ؛

گاهی

که زیر این قطرات درد آور

تنهاییم را

- مثل یک موش آبکشیده -

به دوش می کشم ...

این روزها

شازده کوچولو شده ام ...

سفرم را از مهتاب چشمهایت آغاز کرده ام

و از گرمای سوزان دستهایت

عبور می کنم

تا روزی به قرص روی آفتابیت برسم ...

هنوز نرسیده

مارهای قصه را کجای دلم جا بدهم

که فاصله ها را

میان ما حکمفرما نکند



دل نوشت :


ماه رمضون که میاد انگار همه ی فاصله ها برداشته میشه ... آخ که چقد میچسبه ...

یادمه چند وقتا پیشا یه کنفرانس راجب مسائل روانشناسی نحوه ی برخورد و رفتار ادما داشتم . موقعي كه

داشتم يه سري مطالب و كتابهاي روانشناسي مطالعه ميكردم براي كنفرانس ، چشمم به يه مطلبي خورد كه

هنوز كه هنوزه بعد از گذشته چند سال اونو مدااااام تو خودم مرور ميكنم .


اون مطلب با يه سوال شروع شده بود ، كه چرا ادما وقتي با هم دعوا ميكنن صداشونو بلند ميكنن و سر هم

داد ميزنن ؟ بعد از يه سري صحبت به اين جواب رسيد كه:

"هنگامى که دو نفر از دست يکديگر عصبانى هستند، قلب‌هايشان از يکديگر فاصله مي‌گيرد. آنها براى اين که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند. هر چه ميزان عصبانيت و خشم بيشتر باشد، اين فاصله بيشتر است و آنها بايد صدايشان را بلندتر کنند"


بعد پرسيده بود: با توجه به اين مسئله هنگامي كه عشقشون به همديگه بيشتر شد چه اتفاقی مي افته ؟

و جواب داده بود:

"آنها حتى حرف معمولى هم با هم نمي‌زنند و فقط در گوش هم نجوا مي‌کنند و عشقشان باز هم به يکديگر بيشتر مي‌شود.سرانجام، حتى از نجوا کردن هم بي‌نياز مي‌شوند و فقط به يکديگر نگاه مي‌کنند! اين هنگامى است که ديگر هيچ فاصله‌اى بين قلب‌هاى آن‌ها باقى نمانده باشد ..."



سخن بارانی :


مرزها

زبان فاصله را نمی فهمند .

هرچه دورتر می روم

نزدیکتر می شوی ...

"رضا کاظمی"



* لطفا نظرات خود را "اینجـــــــا" بگذارید .