"هو الاول و الاخر"


روز بیست و ششم


وقتی که

ماه بزرگ من

ذره ذره آب می شود

و کاری از دستان من بر نمی آید



شعر نوشت :


دوست دارم ...

چشمانم را ببندم

تا براي هميشه تو را داشته باشم .

چون ديگر

پاي هيچ پلك برهم زدني

در ميان نيست



دل نوشت :


چقد این روزای آخری داره زود میگذره

دلم میخواد چشامو ببندم و زمانو برای همیشه تو ذهنم نگه دارم

کاش ماه خدا تو من هیچ وقت تموم نشه ...

.

..

...

ثانیه هایم درد اورند

خدایا خودت رحم کن



سخن بارانی :


هر زيبايي مال دلي است ؛‌ كه آن را مي فهمد .

تمام !

"دكتر علي شريعتي"




* لطفا نظرات خود را "اینجـــــــا" بگذارید .