چ ش م هایت ...
"به نام خدا"
یک عمارت هرچقدرم که قدیمی و بزرگ ...
روزهای بی تو حتی اصفهان تکراری است
وقتی از جغرافیای بودنت حرفی زدم
بی تو هرجای جهان باشم جهان تکراری است
.
..
...
چشم هایت ... چشم هایت چقدر شبیه به ته مانده ی قهوه ی من است !!!
گویی فال قهوه ی من چشمهای تو بود ...
سرم درد می کند وقتی که زیاد به قهوه ی چشمهایت فکر میکنم . گاهی مواقع آنقدر فکر میکنم که شبها
خواب از سرم می پرد .
میدانم ، جمله هایم خیلی بی ربط است !
سالهاست ارتباط عمودی شعرهایم چشم های توست ... اما چه کسی میداند ترجمه چشم هایت را ...
..
.
این روزها
مدام زیر بار این واژه ها
سنگسار می شوم ...
به جرم
نگاه کردن به چشم های تو
.
..
...
پ.ن 1: طبق قراری که گذاشته بودیم دو بیت از اخرین غزلمو بالای پست گذاشتم
پ.ن 2: ماه محرم داره میاد رفقا . بیاین دلامونو آماده کنیم ...
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۱ ساعت 19:36 توسط علي
|
ما تهي دستان عاشق پيشه ايم