"بسم الرب الرقیه"


       برگه سوم - خط اول : قحطي محبت       


در كربلا ، هم قحط آب بود و هم قحط محبت .


"حاج اسماعيل دولابي"

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


برگه سوم - خط آخر : دق كردن



کسی میدونه دق کردن یعنی چی ؟



دق کردن . [ دِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) به مرض دق مبتلی شدن . (فرهنگ فارسی معین ). مسلول شدن . تب

لازم گرفتن . رجوع به دق شود. || از بسیاری ِ اندوه به دق مردن . (یادداشت مرحوم دهخدا). از اندوه و رنج و

غصه آزرده شدن ورنجور شدن و مردن . (ناظم الاطباء). از غصه یا بیماری دق مردن . بر اثر اندوه شدید ناشی از

مرگ عزیزان یا شکست سخت خوردن در عشق یا زندگی به شدت محزون و اندوهگین شدن و بر اثر آن مردن .

(فرهنگ لغات عامیانه ).

"لغت نامه دهخدا"







همین ... !





نگاه مضطربت دیده بود قافله ها را

زمین کرببلا و تمام هروله ها را


روایت غزلت شد بهانه ای که بگویم

تمام درد و بلایت ؛ تمام مرحله ها را


به جای خالی گهواره زل نزن که ببینی -

دوباره تیر سه شعبه به دست حرمله ها را


کنار راس پدر گریه کن عزیز غزل هام

نشان بده تو برایش تمام آبله ها را


بگو از اینکه یتیمی چقدر درد بزرگی ست

تمام زخم زبان های شام و هلهله ها را



التماس دعا