نفس
"هو الرحمن"
::روز دوم:::
تنگی نفس
ریه هایم را از پا انداخته است ...
دکتر می گوید
که باید به دریا بروم .
چشم هایت را
باز کن
شعر نوشت :
در دهکده ی ما
ماهیگیرها که عاشق می شوند
دیگر رنگ ساحل را نمی بینند
اما
کسی چه میفهمد
راننده ی قطاری را
که مجبور است از ایستگاه های رفته
هر روز عبور کند
دل نوشت :
هممممممممممممممممم ...
یه نفس عمیـــــــــــــــق بکشین این شبها رو . ببینین چقدر خوبه !
چقدر خوبه که میتونی سرتو بذاری رو شونه ی خدا و بوش کنی .
دیگه هیچی از خدا نمیخوای . فقط میخوای که بذاره نفس بکشی ... نفس بکش ... نفس بکش ... نفســـ...
سخن بارانی :
اَللّهُمَّ فَاقْبَلْ عُذْرى
وَارْحَمْ شِدَّةَ ضُرّى، وَفُکَّنى مِنْ شَدِّ وَثاقى
اى خداى من عذرم بپذیر
و بر سخت پریشانیم رحم کن و از بند سخت گناهانم رهائیم ده
...
"کمیل عشق"
* لطفا نظرات خود را "اینجـــــــا" بگذارید .
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۲ ساعت 16:0 توسط علي
ما تهي دستان عاشق پيشه ايم