هوالفاطر"


::روز هشتم:::


به ثانیه ها بگویید

بایستند

.

.

.



شعر نوشت :


(چشمهایت را

رو به آینه باز کن

تا شعر نوشت امشب مرا بخوانی)


...



دل نوشت :


دارم به این فکر میکنم که چقد خوبه که خدا برا آدم ها پنجره گذاشته تا هرازگاهی بازش کنن و هوای درونشونو

تازه کنن . اونم دو تا ...

چشم میتونه هم گوش بده هم بو بکشه هم ببینه هم حرف بزنه هم مزه مزه کنه . اما به غیر از اینا کلی کار

دیگه هم هست که میتونه انجام بده . یکیش اینکه میتونه هوای آدمو عوض کنه . 

چشم هامونو خوب باز کنیم و بذاریم یه کم نفس بکشیم . 



سخن بارانی :


منتقدانم می‌گویند

دایرۀ واژگانی محدودی دارم

مثلا این‌که مدام از « تلفن » استفاده می‌کنم

منتقدانم،

بعضی‌های‌شان!

چیزی از شعر سرشان نمی‌شود

هیچ وقت در جایگاه شاعر قرار نداشته‌اند

هیچ وقت پشت تلفن شعر نخوانده‌اند

هیچ وقت پشت تلفن گریه نکرده‌اند

هیچ وقت صدای نفس‌های تورا

از پشت گوشی تلفن ننوشیده‌اند.


"علی محمد مودب"



* لطفا نظرات خود را "اینجـــــــا" بگذارید .