"هو المنور"


::روز سی ام::


ماهی را که

به انتظار آمدنش نشسته بودم

دیگر دوست ندارم

رویت شود


.

.

.


چه روزهايي كه به انتظار آمدنت

نشسته بودم 

...


آمدي

بعد از گذر اين ثانيه هاي سخت .

اما ...

تا نگاهم را برگرداندم

رفته بودي !



شعر نوشت :



دل نوشت :


عیــــــــــــــــــــــــد همگی مبارکــــــــــــــــــــــــــــــ...



سخن بارانی :


اینک آن را وداع می گوییم ، وداع کسی که هجرانش بر ما غم انگیز است و روی گردانش ما را به اندوه و

وحشت دچار کرده ... به این خاطر می گوییم :

سلام برتو ای بزرگترین ماه خدا ، و ای عیدعاشقان حق ، سلام برتو ای کریم ترین همنشین در میان اوقات ،

سلام برتو ای یاوری که ما را در مبارزه با شیطان یاری دادی ، سلام برتو که چه بسیار گناهان را از پرونده ی ما

زدودی ، و چه عیب ها بر ما پوشاندی ! سلام بر تو زمانت بر گنهکاران چه طولانی بود ، و در دل مومنان چه

هیبتی داشتی ، سلام برتو ای ماهی که هیچ زمانی باتو پهلو نزند . سلام برتو که وداع باتو از باب خستگی ؛

و فراغت از روزه ات نه به خاطر ملامت است .

سلام برتو که قبل از آمدنت در آرزویت به سر می بردیم ؛ و پیش از رفتنت بر هجرانت محزونیم .

سلام برتو که چه بدی ها که به سبب تو از جانب ما گشته و چه خوبی ها که از برکت تو به سوی ما سرازیر

شده . سلام برتو که دیروز چه سخت بر تو دل بسته بودیم ؛ و فردا چه بسیار شائق تو می شویم !


"صحیفه ی سجادیه"



پایان نوشت:

- از دو سه تا از دوستان همیشگی راز بارون که تو این چند سال هیچ وقت تنهام نذاشتن بی نهایت تشکر

میکنم . خدا میدونه اگه این شب ها شماهام نبودیم چی می شد ...

- از دوست بسیار مهربانم سرکار خانم "رودکی" بابت تنها یادگاری امسال راز بارون تشکر میکنم و عذر خواهی

میکنم که امسال احتمالن دل نوشتشون کمتر خوانده شده .

- طبیق روال هر ساله راز بارون از امشب به بعد طبق روال گذشته به روز می شود .



* لطفا نظرات خود را "اینجـــــــا" بگذارید .