"بسم رب الحسین"


       برگه دوم - خط اول:    کرب و البلا       



امام حسين و خاندانشان امروز، يعني روز دوم وارد کربلا شدند. ابی مخنف می­نویسد وقتی که وارد کربلا شد، 

دید مرکب تکان نمی­خورد، هرکاری كه کردند نمی­رفت. مرکب دوم هم نمی­رفت، مرکب سوم هم همين­طور. این 

تعبیر را دیدم که می­گوید: «فلم یزل یرکب فرساً فرسا حتی رکب سته افرس» شش مركب عوض کرد، دید

 نمی­روند. رو کرد و گفت: «ای موضع هذا» اینجا کجا است؟ همه اینها دقیقاً حساب شده بود. یکی گفت

شاط الفرات، گفت نه اسم دیگری هم دارد؟ قاضریه، گفت نه اسم دیگری هم دارد؟ یکی گفت به آن کربلا هم 

می­گویند دارد: «فتنفس السعداء و بکی بکاءً شدیدا»، نفس راحتي کشید، به مقصدش رسید، امّا شروع کرد

به گریه کردن، شدید گریه کرد گفت «و الله ارض کرب و بلا» بله به خدا قسم همین است، این زمین، زمین

کربلا است.

شروع کرد این جملات را گفتن: «هاهنا یقتل رجالنا» اینجا مردهای ما را می­کشند، «هاهنا یذبح اطفالنا»

اینجا بچه­هایمان را سر می­برند، نگفت می­کشند، ببین کجا را هدف گیری کرده است. حتی خصوصیات را

هم در جملاتش می­آورد و می­گوید، این اشاره به همان موقعی است که علی اصغرش را روی دست گرفته

بود، طلب آب کرد، «فرماه حرمله بن کاهل الاسدی بسهم له ثلاث شعب فذبح الطفل من الااذن الی الاذن»


"حاج آقا مجتبی تهرانی"


------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


برگه دوم - خط آخر: بیت الله الحرام


پیاده شوید . اینجا بیت الله الحرام است . همانجایی که باید اعمال زیارتمان را کامل کنیم . همانجایی که باید

قربانی بدهیم و در صفا و مروه اش هفتاد و دو بار بدویم ... آنجا رمی جمرات است ، اما اینبار قرار است جای

سنگ زدن سنگ بخوریم . آن طرف هم زمزم است  که به شکل فرات درآمده ...

تعجیل کنید . پروردگارمان منتظر است



التماس دعا