"یا غیاث المستغیثین"

 

هی مینویسی و هی برمیگردی از اول

هی مینویسی  هی برمیگردی از اول

هی هی هیییییییییی

انگار که داری تو این همه مدت دور خودت میچرخی و یه قدم هم به جلو نرفتی

خسته نشدی پسر؟

شانه می خواهد دلم اما سرم را باد برد ...

.

.

شعر نوشت: حسین زحمتکش

توبه گیریم که باز است درش سودش چیست؟

من که اقرار ندارم به پشیمانی خویش