روز از نو روزی از نو - مجددا روز اول :(
"یا غیاث المستغیثین"
هی مینویسی و هی برمیگردی از اول
هی مینویسی هی برمیگردی از اول
هی هی هیییییییییی
انگار که داری تو این همه مدت دور خودت میچرخی و یه قدم هم به جلو نرفتی
خسته نشدی پسر؟
شانه می خواهد دلم اما سرم را باد برد ...
.
.
شعر نوشت: حسین زحمتکش
توبه گیریم که باز است درش سودش چیست؟
من که اقرار ندارم به پشیمانی خویش
+ نوشته شده در شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۴ ساعت 20:0 توسط علي
|
ما تهي دستان عاشق پيشه ايم